سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )
419
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )
مىفرستى ، ولى در بارهء عثمان خوددارى مىكنى و او را ياد نمىنمايى و بر او رحمت نمىفرستى و او را لعنت هم نمىكنى . در بارهء تو به من خبر رسيده است كه وقتى با اهل سرّ خبيثت و شيعيانت و خواصّ گمراه و تغيير دهنده و كاذب خود در خلوت جمع مىشويد نزد آنان از ابو بكر و عمر و عثمان برائت مىجويى و آنان را لعنت مىكنى ! ادّعا كردهاى كه تو خليفهء پيامبر در امّتش و وصىّ او در ميان ايشان هستى و خداوند اطاعت تو را بر مؤمنين واجب كرده و در كتابش و سنّت پيامبرش به ولايت تو امر كرده است ، و به محمّد دستور داده كه اين مطلب را در امتش به پا دارد و بر او آيه نازل كرده است كه : يا أَيُّهَا الرَّسُولُ ، بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ « 5 » ، « اى پيامبر ، آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده برسان ، و اگر چنين نكنى رسالت او را ابلاغ نكردهاى ، و خداوند ترا از شرّ مردم حفظ مىكند » . او هم امّتش را در غدير خم جمع كرد « 6 » و آنچه در بارهء تو از جانب خداوند مأمور شده بود ابلاغ نمود و دستور داد حاضر به غائب برساند ، و به مردم خبر داد كه تو بر مردم صاحب اختيارتر از خودشان هستى ، و تو نسبت به پيامبر همچون هارون نسبت به موسى هستى . مظلوميّت امير المؤمنين عليه السّلام ( 1 ) در بارهء تو به من خبر رسيده است كه براى مردم خطبهاى نمىخوانى مگر آنكه قبل از پائين آمدن از منبر مىگوئى : « به خدا قسم من سزاوارترين مردم براى آنان هستم ، و از روزى كه پيامبر از دنيا رفته همچنان مظلوم بودهام » . جريان غصب خلافت از لسان معاويه ( 2 ) اگر اين خبرى كه در بارهء تو به من رسيده درست باشد ظلم ابو بكر و عمر نسبت به
--> ( 5 ) سورهء مائده : آيهء 67 . ( 6 ) « الف » : قريش و انصار و بنى اميّه را در غدير خم جمع كرد .